bilking

bilk·ing/ˈbɪlkɪŋ/
bilkto cheat or defraud-ingaction or process
verb (فعل)formalpast (گذشته): bilkedpast participle (مفعولی): bilked-ing (حال): bilking3rd (سوم): bilks

فعل — کلاه‌برداری کردن

کلاه‌برداری کردنچپاول کردن

کسی را از پول یا منابع به ناحق محروم کردن.

Cheating someone out of money or resources.

«او مشتریان را هزاران دلار کلاه گذاشت.»

He was bilking customers out of thousands of dollars.

«او هنگام کلاه‌برداری از شرکت دستگیر شد.»

She got caught bilking the company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheatتقلب کردن

رایج و غیررسمی. وقتی منظور کسب ناحق باشد می‌تواند جایگزین bilk شود؛ bilk رسمی یا حقوقی‌تر است.

Common/informal. Can replace 'bilk' only when referring to dishonest gain, generally more casual; 'bilking' is somewhat formal or legal.

defraudکلاهبرداری کردن

رسمی و حقوقی. تقریبا در زمینه کلاهبرداری هم‌معنی با bilk است.

Formal/legal. Nearly synonymous with 'bilk' in contexts of fraud.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000