bilks

/bɪlks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bilkedpast participle (مفعولی): bilked-ing (حال): bilking3rd (سوم): bilks

فعل — کلاهبرداری کردن

کلاهبرداری کردنحقه زدنتیغ زدن

پول یا دارایی را با فریب یا بدون توجیه از کسی به دست آوردن؛ کلاهبرداری کردن.

To obtain money or property from (someone) by deceit or without justification; defraud.

«او با عدم پرداخت اجاره برای ماه‌ها از صاحبخانه‌اش کلاهبرداری می‌کند.»

He bilks his landlord by not paying rent for months.

«شرکت با هزینه‌های پنهان از مشتریان خود کلاهبرداری می‌کند.»

The company bilks its customers with hidden fees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defraudکلاهبرداری کردن

رسمی. 'کلاهبرداری کردن' یک اصطلاح رسمی‌تر و حقوقی‌تر برای به دست آوردن پول یا دارایی از طریق فریب است. اغلب مقیاس بزرگتر یا فریب سیستماتیک‌تری را نسبت به 'bilk' که می‌تواند غیررسمی‌تر باشد، نشان می‌دهد.

Formal. 'Defraud' is a more formal and legalistic term for obtaining money or property by deception. It often implies a larger scale or more systematic deceit than 'bilk', which can be more informal. 'He was accused of defrauding investors of millions' works.

swindleکلاهبرداری کردن

رایج. 'کلاهبرداری کردن' از نظر معنایی بسیار نزدیک است و اغلب قابل تعویض است، و به یک طرح فریبکارانه برای فریب دادن کسی برای گرفتن پول اشاره دارد. 'Bilk' گاهی اوقات می‌تواند به صرفاً اجتناب از پرداخت اشاره داشته باشد، در حالی که 'swindle' همیشه به یک فریب فعال‌تر اشاره دارد.

Common. 'Swindle' is very close in meaning and often interchangeable, implying a deceptive scheme to cheat someone out of money. 'Bilk' can sometimes refer to simply avoiding payment, whereas 'swindle' always implies a more active deception. 'He was swindled out of his life savings' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000