bimonthly

bi·month·ly/ˌbaɪˈmʌnθli/
bi-two-monthlyoccurring once a month
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bimonthlysuperlative (عالی): most bimonthly

صفت — دوماهانه

دوماهانهدوبار در ماه

هر دو ماه یک‌بار اتفاق می‌افتد یا ظاهر می‌شود، یا دو بار در ماه.

Occurring or appearing once every two months, or twice a month.

«این مجله دوماهانه منتشر می‌شود.»

The magazine is published bimonthly.

«آنها جلسات دوماهانه با مشتریان برگزار می‌کنند.»

They hold bimonthly meetings with clients.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): frequencyadjective (صفت): bimonthlyposition (جایگاه): end

قید — دوماهانه

دوماهانهدوبار در ماه

هر دو ماه یک‌بار، یا دو بار در ماه.

Once every two months, or twice a month.

«ما دوماهانه برای بحث در مورد پیشرفت ملاقات می‌کنیم.»

We meet bimonthly to discuss progress.

«خبرنامه دوماهانه می‌رسد.»

The newsletter arrives bimonthly.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): bimonthlies

اسم — نشریه دوماهانه

نشریه دوماهانه

نشریه‌ای که هر دو ماه یک‌بار یا دو بار در ماه منتشر می‌شود.

A publication issued bimonthly.

«او مشترک یک نشریه باغبانی دوماهانه است.»

She subscribes to a gardening bimonthly.

«نشریه داخلی دوماهانه شرکت بسیار آموزنده است.»

The company's internal bimonthly is very informative.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000