binary

bi·na·ry/ˈbaɪ.nə.ri/
bi-twonaryrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more binarysuperlative (عالی): most binary

صفت — دودویی

دودوییدوگانه

متشکل از دو قسمت؛ مربوط به سیستمی از دو عنصر، بخصوص اعداد ۰ و ۱ در رایانه.

Consisting of two parts; relating to a system of two elements, especially digits 0 and 1 in computing.

«رایانه‌ها برای پردازش داده‌ها از کد دودویی استفاده می‌کنند.»

Computers use binary code to process data.

«او گزینه دودویی را برای سؤال انتخاب کرد.»

He chose a binary option for the question.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dualدوگانه

متداول. به معنی داشتن دو قسمت؛ در بسیاری از زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Means having two parts; interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000