biweekly

bi·week·ly/ˌbaɪˈwiːk.li/
bi-two or twiceweekseven days-lyadverb or adjective form
1adjective (صفت)common

صفت — دو هفته یک بار

دو هفته یک بار

که هر دو هفته یک بار رخ می‌دهد.

Occurring every two weeks.

«ما هر دو هفته یک بار در روزهای دوشنبه جلسه داریم.»

We have biweekly meetings on Mondays.

«گزارش دو هفته یک بار امروز باید تحویل داده شود.»

The biweekly report is due today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fortnightlyدو هفته یک بار

رسمی. مترادف دقیق biweekly به معنی هر دو هفته یک بار.

Formal. Exact synonym for biweekly meaning every two weeks.

2adverb (قید)common

قید — دو هفته یک بار

دو هفته یک بار

هر دو هفته یک بار.

Every two weeks.

«آن‌ها هر دو هفته یک بار برای بحث در مورد پروژه‌ها ملاقات می‌کنند.»

They meet biweekly to discuss projects.

«این مجله هر دو هفته یک بار منتشر می‌شود.»

The magazine is published biweekly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fortnightlyدو هفته یک بار

رسمی. می‌تواند جایگزین biweekly به عنوان قید به معنای هر دو هفته یک بار شود.

Formal. Can replace biweekly used as adverb meaning every two weeks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000