1adjective (صفت)common
صفت — دو هفته یک بار
دو هفته یک بار
که هر دو هفته یک بار رخ میدهد.
Occurring every two weeks.
«ما هر دو هفته یک بار در روزهای دوشنبه جلسه داریم.»
“We have biweekly meetings on Mondays.”
«گزارش دو هفته یک بار امروز باید تحویل داده شود.»
“The biweekly report is due today.”
تفاوت با واژههای مشابه
fortnightly— دو هفته یک بار
رسمی. مترادف دقیق biweekly به معنی هر دو هفته یک بار.
Formal. Exact synonym for biweekly meaning every two weeks.
2adverb (قید)common
قید — دو هفته یک بار
دو هفته یک بار
هر دو هفته یک بار.
Every two weeks.
«آنها هر دو هفته یک بار برای بحث در مورد پروژهها ملاقات میکنند.»
“They meet biweekly to discuss projects.”
«این مجله هر دو هفته یک بار منتشر میشود.»
“The magazine is published biweekly.”
تفاوت با واژههای مشابه
fortnightly— دو هفته یک بار
رسمی. میتواند جایگزین biweekly به عنوان قید به معنای هر دو هفته یک بار شود.
Formal. Can replace biweekly used as adverb meaning every two weeks.