در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اتفاق افتادن یا تولید شدن هر دو هفته یکبار.
Happening or produced every two weeks.
«آنها هر دو هفته یکبار گزارش از دفتر دریافت میکنند.»
“They receive fortnightly reports from the office.”
«مجله به صورت دو هفتهای منتشر میشود.»
“The magazine is published on a fortnightly basis.”
رایج. معادل هر دو هفته یکبار؛ اغلب با fortnightly جایگزین میشود.
Common. Means every two weeks; often used interchangeably with fortnightly.
هر دو هفته یکبار؛ به صورت دو هفتهای.
Every two weeks; fortnight by fortnight.
«ما هر دو هفته یکبار برای بررسی پیشرفت ملاقات میکنیم.»
“We meet fortnightly to discuss progress.”
«خبرنامه به صورت دو هفتهای ارسال میشود.»
“The newsletter is sent out fortnightly.”
رایج. به همین شکل برای توصیف بازههای زمانی استفاده میشود.
Common. Used similarly when describing frequency of events.