blab

/blæb/
blabto talk too much or reveal secrets
verb (فعل)informalpast (گذشته): blabbedpast participle (مفعولی): blabbed-ing (حال): blabbing3rd (سوم): blabs

فعل — لو دادن

لو دادنتکلم زیاد کردنافشاء کردن

با گفتن زیاد یا بی‌احتیاط اطلاعات خصوصی یا محرمانه را فاش کردن.

To reveal secret or private information by talking carelessly or too much.

«راز من را به هیچ‌کس لو نده.»

Don’t blab my secret to anyone.

«او به طور اتفاقی درباره مهمانی سورپرایز حرف زد.»

She blabbed about the surprise party by accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spillلو دادن

غیررسمی و رایج. معمولاً در موقعیت‌های غیررسمی معنای لو دادن به طور ناخواسته دارد و در این زمینه قابل جایگزینی با blab است.

Informal and common. Used often in casual contexts to mean accidentally revealing secrets; interchangeable with 'blab' when referring to revealing information unintentionally.

leakنشت اطلاعات دادن

رسمی و رایج. معمولاً برای اطلاعات محرمانه‌ای که به بیرون درز می‌کند به کار می‌رود و در متن رسمی قابل جایگزین blab است ولی کمتر برای صحبت‌های روزمره استفاده می‌شود.

Common formal word used especially for confidential or secret information becoming public; can replace 'blab' in formal contexts but less used for casual talk.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000