صفت — بسیار متروک
بسیار سرد، خلوت و ناامیدکننده یا دارای جوی تیره و تار.
The most cold, desolate, and depressing in appearance or atmosphere.
«این سردترین زمستان چند سال اخیر است.»
“This is the bleakest winter we’ve had in years.”
«او با تاریکترین آینده ممکن روبرو شد.»
“She faced the bleakest future imaginable.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی محیط خشک و بیحاصل باشد، قابل جایگزینی است، مثلاً «خشکترین چشمانداز». همیشه در زمینههای احساسی کاربرد ندارد.
Common. Interchangeable when describing environments that are dry and barren, e.g. 'the driest landscape'; not always suitable for emotional contexts.
روزمره. وقتی به سرما یا سردی احساسی اشاره دارد جایگزین bleakest میشود، مثلاً «سردترین زمستان» نسبت به «تاریکترین زمستان».
Everyday. Can replace bleakest when referring to temperature or emotional coldness, e.g. 'coldest winter' vs 'bleakest winter'.