bleakest

bleak·est/bliːkɪst/
bleakcold, desolate, grim-estsuperlative ending
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): bleakersuperlative (عالی): bleakest

صفت — بسیار متروک

بسیار متروکبسیار ناامیدکنندهخیلی تاریک

بسیار سرد، خلوت و ناامیدکننده یا دارای جوی تیره و تار.

The most cold, desolate, and depressing in appearance or atmosphere.

«این سردترین زمستان چند سال اخیر است.»

This is the bleakest winter we’ve had in years.

«او با تاریک‌ترین آینده ممکن روبرو شد.»

She faced the bleakest future imaginable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
driestخشک‌ترین

رایج. وقتی محیط خشک و بی‌حاصل باشد، قابل جایگزینی است، مثلاً «خشک‌ترین چشم‌انداز». همیشه در زمینه‌های احساسی کاربرد ندارد.

Common. Interchangeable when describing environments that are dry and barren, e.g. 'the driest landscape'; not always suitable for emotional contexts.

coldestسردترین

روزمره. وقتی به سرما یا سردی احساسی اشاره دارد جایگزین bleakest می‌شود، مثلاً «سردترین زمستان» نسبت به «تاریک‌ترین زمستان».

Everyday. Can replace bleakest when referring to temperature or emotional coldness, e.g. 'coldest winter' vs 'bleakest winter'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000