blazon

bla·zon/ˈbleɪzən/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): blazonedpast participle (مفعولی): blazoned-ing (حال): blazoning3rd (سوم): blazons

فعل — نمایش دادن

نمایش دادناعلام کردننشان دادن

به طور برجسته یا با وضوح نمایش دادن؛ به طور گسترده اعلام کردن.

To display prominently or vividly; to proclaim widely.

«سپر شوالیه با نشان خانوادگی‌اش مزین شده بود.»

The knight's shield was blazoned with his family crest.

«آنها پیروزی خود را در سرفصل خبرها اعلام کردند.»

They blazoned their triumph across the headlines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
displayنمایش دادن

رایج. وقتی به نمایش واضح و برجسته چیزی اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'نمایش یک پرچم' یا 'نمایاندن یک شعار'. 'Display' گسترده‌تر است، 'blazon' اغلب به شیوه رسمی‌تر یا باشکوه‌تر اشاره دارد.

Common. Interchangeable when referring to showing something clearly and prominently. 'To display a flag' or 'To blazon a motto'. 'Display' is broader, 'blazon' often implies a more formal or grand manner.

proclaimاعلام کردن

رسمی. وقتی به معنای اعلام عمومی یا رسمی باشد، قابل جایگزینی است. 'اعلام یک قانون جدید' شبیه 'اعلام وفاداری' است. 'Proclaim' معمولاً برای اعلامیه‌های کلامی است، 'blazon' برای نمایش بصری.

Formal. Interchangeable when meaning to announce publicly or officially. 'To proclaim a new law' works like 'To blazon one's loyalty'. 'Proclaim' is usually for verbal announcements, 'blazon' for visual display.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): blazons

اسم — نشان خانوادگی

نشان خانوادگیشعارعلامت

نمایش نشان‌های خانوادگی (هرالدری)؛ یک نشان خانوادگی.

A display of armorial bearings (heraldry); a coat of arms.

«کتاب حاوی نشان خانوادگی مفصلی از خانواده سلطنتی بود.»

The book contained a detailed blazon of the royal family.

«هر خاندان اشرافی نشان خانوادگی منحصر به فرد خود را داشت.»

Each noble house had its own unique blazon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emblemنشان

رایج. اغلب می‌تواند جایگزین 'blazon' شود وقتی به یک طرح نمادین اشاره دارد، اما 'blazon' به طور خاص در مورد نشان خانوادگی است. 'نشان ملت' در مقابل 'نشان خانواده اشرافی'.

Common. Can often replace 'blazon' when referring to a symbolic design, but 'blazon' is specifically about heraldry. 'The emblem of the nation' versus 'The blazon of the noble family'.

crestتاج

رایج. به یک نشان متمایز که بر روی سپر یا کلاهخود نمایش داده می‌شود، اشاره دارد که بخشی از یک نشان خانوادگی کامل است. این یک جزء است، نه همیشه یک نشان خانوادگی کامل.

Common. Refers to a distinctive device displayed on a shield or helmet, part of a full blazon. It is a component, not always a full blazon itself.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000