blow a gasket

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

blow a gas·ket/bloʊ ə ˈɡæskɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از شدت عصبانیت منفجر شدن

از شدت عصبانیت منفجر شدناز کوره در رفتن

ناگهان به‌شدت عصبانی شدن و از کوره در رفتن.

To suddenly become extremely angry.

«مدیرم بابت اشتباه از کوره در رفت.»

My manager blew a gasket over the mistake.

«وقتی رایانه از کار افتاد، او به‌شدت عصبانی شد.»

He blew a gasket when the computer crashed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000