blow up in one's face

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bloʊ ʌp ɪn wʌnz feɪs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — برعکس نتیجه دادن

برعکس نتیجه دادنبه ضرر خود تمام شدن

یعنی نقشه‌ای ناگهان خراب شود و برای خودِ فرد دردسر درست کند.

To fail unexpectedly and cause trouble for the person responsible.

«آن دروغ به ضرر خودش تمام شد.»

The lie blew up in his face.

«نقشه‌شان خراب شد و برای خودشان دردسر ساخت.»

Their plan blew up in their faces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000