bluebell

blue·bell/ˈbluː.bɛl/
bluecolor bluebellbell-shaped
noun (اسم)commonplural (جمع): bluebells

اسم — گل زنگوله‌ای آبی

گل زنگوله‌ای آبیگل زنگوله‌ای

گلی آبی به شکل زنگوله که در جنگل‌ها معمول است.

A bell-shaped blue flower common in woodlands.

«کف جنگل در بهار با گل‌های زنگوله‌ای آبی پوشیده شده بود.»

The forest floor was covered with bluebells in spring.

«او دسته‌ای گل زنگوله‌ای آبی برای مادرش چید.»

She picked a bunch of bluebells for her mother.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000