در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی صدف خوراکی، معمولاً کوچک و خوشطعم، که اصالتاً از منطقه «بلو پوینت» در لانگ آیلند، نیویورک میآید.
A type of oyster, typically small and flavorful, originally from the Blue Point area of Long Island, New York.
«ما یک دوجین صدف بلو پوینت به عنوان پیشغذا سفارش دادیم.»
“We ordered a dozen bluepoint oysters as an appetizer.”
«صدفهای بلو پوینت به خاطر طعم تازه و شورشان معروف هستند.»
“Bluepoint oysters are known for their fresh, briny taste.”
نوعی گربه سیامی با الگوی پوشش که با بدن خاکستری مایل به آبی و نقاط آبی-خاکستری تیرهتر (گوشها، صورت، پنجهها، دم) مشخص میشود.
A type of Siamese cat with a coat pattern characterized by a bluish-gray body and darker blue-gray points (ears, face, paws, tail).
«بچه گربه جدید ما یک سیامی بلو پوینت زیبا است.»
“Our new kitten is a beautiful bluepoint Siamese.”
«گربههای بلو پوینت چشمهای آبی خیرهکنندهای دارند.»
“Bluepoint cats have striking blue eyes.”