boasts

/boʊsts/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): boastedpast participle (مفعولی): boasted-ing (حال): boasting3rd (سوم): boasts

فعل — افتخار کردن

افتخار کردنبالیدن

با افتخار درباره دستاوردها یا دارایی‌ها صحبت کردن، معمولاً برای تحت تأثیر قرار دادن سایرین.

Talks with pride about achievements or possessions, often to impress others.

«او درباره ماشین جدیدش پز می‌دهد.»

He boasts about his new car.

«او افتخار می‌کند که در مسابقه برنده شده است.»

She boasts that she won the competition.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bragsپز دادن

غیررسمی. شدت بیشتر و گاهی بار منفی نسبت به boasts دارد.

Informal. Stronger and sometimes negative connotation than 'boasts'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): boasts

اسم — ادعا

ادعاافتخار

بیانیه‌ای که افتخار یا دستاورد چشمگیری را اعلام می‌کند.

A statement expressing pride or an impressive achievement.

«ادعاهایش دوستانش را کلافه کرد.»

His boasts annoyed his friends.

«او درباره مهارت‌هایش ادعاهای زیادی کرد.»

She made many boasts about her skills.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000