boggy

/ˈbɒɡ.i/
bogwet, marshy ground-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): boggiersuperlative (عالی): boggiest

صفت — باتلاقی

باتلاقیگل‌آلودمرطوب

پر از باتلاق یا مرداب؛ زمین نرم و مرطوب که راه رفتن روی آن دشوار است.

Full of bog or marsh; soft and wet ground that is difficult to walk on.

«کوهنوردان از زمین باتلاقی عبور کردند.»

The hikers struggled through the boggy terrain.

«پس از باران، زمین بسیار باتلاقی شد.»

After rain, the field became very boggy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marshyمردابی

رایج. مشابه است و زمین نرم و مرطوب را توصیف می‌کند.

Common. Similar, describing wet and soft terrain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000