bogart

bo·gart/ˈboʊɡ.ɑːrt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): bogartedpast participle (مفعولی): bogarted-ing (حال): bogarting3rd (سوم): bogarts

فعل — احتکار کردن

احتکار کردننگه داشتن خودخواهانه

(عامیانه) خودخواهانه نگه داشتن یا احتکار چیزی، به‌ویژه سیگار.

(informal) To selfishly keep or hog something, especially a cigarette.

«سیگار رو نگه ندار، به اشتراک بگذار!»

Don’t bogart the joint, share it!

«او تمام شب کنترل را برای خودش نگه داشت.»

He bogarted the remote all evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hogاحتکار کردن

عامیانه. نگه داشتن خودخواهانه چیزی، مشابه bogart.

Informal. To keep something for oneself selfishly, similar to bogart.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000