boil up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɔɪl ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جوشاندن

جوشاندنبا جوشاندن آماده کردن

مقداری غذا یا مایع را با جوشاندن گرم یا آماده کردن.

To heat and cook a quantity of food or liquid by boiling it.

«برای شام کمی سیب‌زمینی می‌جوشانم.»

I'll boil up some potatoes for dinner.

«او برای چای آب جوشاند.»

She boiled up water for tea.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — در دل جوشیدن

در دل جوشیدنبالا گرفتن

شدیدتر و انباشته شدن خشم یا احساسی قوی در درون کسی.

For anger or another strong feeling to build up inside someone.

«خشم در وجودش شروع به جوشیدن کرد.»

Anger began to boil up inside her.

«دلخوری قدیمی دوباره بالا گرفت.»

Old resentment boiled up again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000