در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نشاندهنده صدای رها شدن فنر یا یک شیء فنری و پرشی.
Representing the sound of a spring being released or a bouncy object.
«جعبه جادویی با صدای 'بوئینگ!' باز شد.»
“The jack-in-the-box went 'boing!' as it popped open.”
«توپ به دیوار خورد و با صدای 'بوئینگ!' به سمت من برگشت.»
“The ball hit the wall and went 'boing!' back to me.”
صدای 'بوئینگ' درآوردن، معمولاً با پریدن یا فنر زدن.
To make a 'boing' sound, typically by bouncing or springing.
«اسلینکی با صدای فنر از پلهها پایین رفت.»
“The slinky boinged down the stairs.”
«او با خنده از روی ترامپولین جهید.»