boing

/bɔɪŋ/
1interjection (حرف ندا)common

حرف ندا — بوئینگ (صدای فنر یا پرش)

بوئینگ (صدای فنر یا پرش)

نشان‌دهنده صدای رها شدن فنر یا یک شیء فنری و پرشی.

Representing the sound of a spring being released or a bouncy object.

«جعبه جادویی با صدای 'بوئینگ!' باز شد.»

The jack-in-the-box went 'boing!' as it popped open.

«توپ به دیوار خورد و با صدای 'بوئینگ!' به سمت من برگشت.»

The ball hit the wall and went 'boing!' back to me.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): boingedpast participle (مفعولی): boinged-ing (حال): boinging3rd (سوم): boings

فعل — صدای فنر درآوردن

صدای فنر درآوردنجهیدن

صدای 'بوئینگ' درآوردن، معمولاً با پریدن یا فنر زدن.

To make a 'boing' sound, typically by bouncing or springing.

«اسلینکی با صدای فنر از پله‌ها پایین رفت.»

The slinky boinged down the stairs.

«او با خنده از روی ترامپولین جهید.»

He boinged off the trampoline with a laugh.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000