boiling

boil·ing/ˈbɔɪ.lɪŋ/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more boilingsuperlative (عالی): most boiling

صفت — جوشان

جوشاندر حال جوش

دارای دمایی که مایع به بخار تبدیل می‌شود.

Having a temperature at which a liquid turns to vapor.

«آب روی اجاق جوش می‌آید.»

The water is boiling on the stove.

«مراقب باش، قابلمه خیلی داغ است.»

Be careful, the pot is boiling hot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scaldingخیلی داغ

غیررسمی. به معنی خیلی داغ، اغلب درباره مایعات.

Informal. Means extremely hot, often referring to liquids.

متضادها
2verb (فعل)common

فعل — جوشیدن

جوشیدنبه جوش آمدن

فاعل جاری فعل boil؛ عمل گرم کردن مایع تا جایی که به بخار تبدیل شود.

Present participle of boil; the act of heating a liquid until it vaporizes.

«آب سریع در حال جوشیدن است.»

The water is boiling fast.

«جوشاندن، باکتری‌های آب را از بین می‌برد.»

Boiling kills bacteria in the water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000