در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قطعهای از مخاط خشک شده بینی
A piece of dried nasal mucus
«او یک آبمروارید بینیاش را برداشت.»
“He picked a booger from his nose.”
«بچهها اغلب با بزاق خشکشده بینی بازی میکنند.»
“Kids often play with boogers.”
غیررسمی. به موکوس بینی اشاره دارد که ممکن است تر یا خشک باشد.
Informal. Refers to nasal mucus, can be wet or dry.