born with a silver spoon in one's mouth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

born with a sil·ver spoon in one's mouth/ˌbɔːrn wɪð ə ˌsɪlvər ˈspuːn ɪn wʌnz ˈmaʊθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — در ناز و نعمت به دنیا آمده

در ناز و نعمت به دنیا آمدهبچه‌پولدار

در خانواده‌ای ثروتمند و برخوردار از امتیازهای فراوان به دنیا آمده بودن.

Born into a wealthy and privileged family.

«او در ناز و نعمت به دنیا آمده بود.»

He was born with a silver spoon in his mouth.

«فکر می‌کنند او از اول در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شده است.»

They think she was born with a silver spoon in her mouth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000