bossy

bos·sy/ˈbɒsi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): bossiersuperlative (عالی): bossiest

صفت — سلطه‌جو

سلطه‌جودستوریفرمانده‌مآب

افرادی که دوست دارند دستور بدهند و سلطه‌جو هستند

Fond of giving orders; domineering

«او نسبت به دوستانش رفتاری فرمانده‌مآب دارد.»

She has a bossy attitude towards her friends.

«همیشه این‌قدر فرمانده‌مآب نباش.»

Don't be so bossy all the time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
domineeringسلطه‌جو

رسمی. قوی‌تر و منفی‌تر از bossy، به معنی کنترل دیگران.

Formal. Stronger and more negative than bossy, implies control over others.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000