1adjective (صفت)common
صفت — بطریشده
بطریشدهدر بطری
درون بطری قرار داده شده یا بستهبندی شده
contained in or packaged in a bottle
«آنها آب بطریشده در فروشگاه فروختند.»
“They sold bottled water at the store.”
«آبجو بطریشده محبوب است.»
“Bottled beer is popular.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): bottledpast participle (مفعولی): bottled-ing (حال): bottling3rd (سوم): bottles
فعل — بطری کردن
بطری کردنبستهبندی کردن
داخل بطری قرار دادن
put into bottles
«آنها دیروز آبمیوه تازه را در بطری بست.»
“They bottled the fresh juice yesterday.”
«شرکت روغن زیتون را بطری میکند و میفروشد.»
“The company bottles and sells olive oil.”