bottled

bot·tled/ˈbɒtld/
bottlea container-edpast tense or adjective suffix
1adjective (صفت)common

صفت — بطری‌شده

بطری‌شدهدر بطری

درون بطری قرار داده شده یا بسته‌بندی شده

contained in or packaged in a bottle

«آنها آب بطری‌شده در فروشگاه فروختند.»

They sold bottled water at the store.

«آبجو بطری‌شده محبوب است.»

Bottled beer is popular.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): bottledpast participle (مفعولی): bottled-ing (حال): bottling3rd (سوم): bottles

فعل — بطری کردن

بطری کردنبسته‌بندی کردن

داخل بطری قرار دادن

put into bottles

«آنها دیروز آبمیوه تازه را در بطری بست.»

They bottled the fresh juice yesterday.

«شرکت روغن زیتون را بطری می‌کند و می‌فروشد.»

The company bottles and sells olive oil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000