bottom the house

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bot·tom the house/ˌbɑːtəm ðə ˈhaʊs/
verb (فعل)datedpast (گذشته): bottomed the housepast participle (مفعولی): bottomed the house-ing (حال): bottoming the house3rd (سوم): bottoms the house

فعل — خانه را خانه‌تکانی کردن

خانه را خانه‌تکانی کردنخانه را از بیخ‌وبن تمیز کردن

خانه را از بالا تا پایین به‌طور کامل و اساسی تمیز کردن.

To clean a house extremely thoroughly from top to bottom.

«آن‌ها هر بهار خانه را اساسی تمیز می‌کنند.»

They bottom the house every spring.

«او پیش از تعطیلات خانه را از بیخ‌وبن تمیز کرد.»

She bottomed the house before the holiday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000