اسم — جعبههای پر
چندین ظرف، که هر یک کاملاً پر است.
Multiple containers, each full to the brim.
«آنها جعبههای پر از اسباببازیهای قدیمی را برای اهدا آوردند.»
“They brought boxfuls of old toys to donate.”
«ما در پاییز جعبههای پر از برگ جمع کردیم.»
“We collected boxfuls of leaves in the autumn.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به مجموعهای نامرتب از چیزها اشاره دارد که اغلب به صورت شل روی هم ریخته شدهاند. کمتر ساختاریافتهتر از 'boxful' است. «او تودهای لباس روی زمین داشت» درست است، اما «تودهای کتاب در جعبه» هنوز هم میتواند 'boxfuls' نامیده شود اگر کاملاً جا شوند.
Everyday. Refers to an untidy collection of things, often piled loosely. Less structured than a 'boxful'. 'He had a heap of clothes on the floor' works, but 'a heap of books in a box' might still be called boxfuls if they fit perfectly.
اسم — محتویات جعبهها
مقدار چیزی که یک یا چند جعبه را پر میکند.
The amount that fills one or more boxes.
«او برای تولدش جعبههای پر از شکلات دریافت کرد.»
“She received boxfuls of chocolates for her birthday.”
«او جعبههای پر از پرونده را از اداره حمل کرد.»
“He carried boxfuls of files from the office.”