boyfriend

boy·friend/ˈbɔɪfrɛnd/
boya male child or young manfrienda person with whom one has a bond of mutual affection
1noun (اسم)commonplural (جمع): boyfriends

اسم — دوست‌پسر

دوست‌پسر

مرد یا پسری که با او در یک رابطه عاشقانه یا جنسی هستید.

A man or boy with whom one is in a romantic or sexual relationship.

«او دوست‌پسر جدیدش را به والدینش معرفی کرد.»

She introduced her new boyfriend to her parents.

«آنها از دبیرستان دوست‌پسر و دوست‌دختر بوده‌اند.»

They have been boyfriend and girlfriend since high school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
partnerشریک

متداول. برای هر نوع رابطه متعهدانه، عاشقانه یا غیر آن، و بدون در نظر گرفتن جنسیت به کار می‌رود. رسمی‌تر از 'دوست‌پسر' است اما در بسیاری از زمینه‌ها قابل استفاده است. 'من و شریکم داریم به شام می‌رویم' درست است. 'شریکم برای بازی می‌آید' هم درست است، اما 'دوست‌پسر' ممکن است خاص‌تر باشد.

Common. Can be used for any committed relationship, romantic or otherwise, and is gender-neutral. It's more formal than 'boyfriend' but can be used in many contexts. 'My partner and I are going to dinner' works. 'My partner is coming over to play games' also works, but 'boyfriend' might be more specific.

loverمعشوق

اغلب به رابطه جنسی اشاره دارد و گاهی اوقات می‌تواند مفهوم کمی منفی یا غیرقانونی داشته باشد، به خصوص اگر ازدواج نکرده باشند. ادبی‌تر یا پررنگ‌تر از 'دوست‌پسر' است. 'او معشوقش را معرفی کرد' ممکن است در مکالمات روزمره عجیب به نظر برسد مگر اینکه بر جنبه جنسی تأکید شود.

Often implies a sexual relationship, and can sometimes carry a slightly negative or illicit connotation, especially if not married. More literary or intense than 'boyfriend'. 'She introduced her lover' might sound unusual in everyday conversation unless emphasizing the sexual aspect.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): boyfriends

اسم — دوست‌پسر (غیرعاشقانه)

دوست‌پسر (غیرعاشقانه)رفیق مرد

یک دوست یا همراه مرد بدون جنبه عاشقانه، که گاهی اوقات به صورت طنزآمیز یا غیررسمی استفاده می‌شود.

A male companion or platonic friend, sometimes used humorously or informally.

«برادر کوچکم طوری رفتار می‌کند که انگار دوست‌پسر من است، همیشه دنبالم می‌آید.»

My little brother acts like he's my boyfriend, always following me around.

«او دوست‌پسر واقعی من نیست، فقط یک دوست صمیمی مرد است.»

He's not my actual boyfriend, just a close guy friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
friendدوست

بسیار متداول. اصطلاح عمومی برای هر دوستی، مرد یا زن، عاشقانه یا افلاطونی. 'دوست‌پسر' به نوع خاصی از دوست اشاره دارد. 'او فقط یک دوست است' ماهیت افلاطونی را روشن می‌کند.

Very common. General term for any friend, male or female, romantic or platonic. 'Boyfriend' implies a specific type of friend. 'He's just a friend' clarifies the platonic nature.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000