adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bracingsuperlative (عالی): most bracing
صفت — شادابکننده
شادابکنندهتازهکننده
پاک، سرد و انرژیزا
fresh, cold, and invigorating
«از هوای تازه و انرژیبخش دریا لذت بردیم.»
“We enjoyed the bracing ocean air.”
«باد تازهکننده من را بیدار کرد.»
“The bracing wind woke me up.”
تفاوت با واژههای مشابه
refreshing— تازهکننده
معمولاً قابل تعویض؛ bracing معمولاً به چیزی انرژیبخش و کمی سرد اشاره دارد.
Generally interchangeable; 'bracing' often implies something invigorating and slightly cold.