stifling

stif·ling/ˈstaɪflɪŋ/
stifleto suffocate or suppress-ingaction or process
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): stiflingersuperlative (عالی): stiflingest

صفت — خفه‌کننده

خفه‌کنندهبسیار گرم

بسیار گرم، خفه‌کننده یا سرکوب‌کننده.

Extremely hot, suffocating, or oppressive.

«اتاق بدون تهویه بسیار خفه‌کننده بود.»

The room was stifling with no air circulation.

«او در طول پیاده‌روی تابستانی گرمای خفه‌کننده‌ای را احساس کرد.»

She felt stifling heat during the summer hike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suffocatingخفه‌کننده

برای توصیف هوا یا جوی که نفس کشیدن را دشوار می‌کند استفاده می‌شود؛ مشابه stifling در معنی ناراحتی.

Used to describe air or atmosphere that makes breathing difficult; similar to stifling in sense of discomfort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000