stiffly

stiff·ly/ˈstɪfli/
stiffrigid, firm-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): stiffposition (جایگاه): end

قید — به‌صورت خشک

به‌صورت خشکبا رسمیّت بیش از حد

به‌صورت خشک، رسمی یا دست و پا گیر.

In a rigid, formal, or awkward manner.

«او در طول مراسم به‌صورت خشک ایستاد.»

He stood stiffly during the ceremony.

«او به‌طور خشک صحبت کرد، نگران سخنرانی بود.»

She spoke stiffly, nervous about the speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rigidlyبه‌صورت سخت و خشک

قید مشابه که به سختی و خشکی اشاره دارد؛ در توصیف رسمی قابل تعویض است.

Similar adverb describing inflexibility; often interchangeable in formal descriptions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000