brad

/bræd/
1noun (اسم)commonplural (جمع): brads

اسم — میخ ریز

میخ ریزمیخ بدون سر

میخ نازک با سری کوچک، که اغلب در نجاری یا روکش‌کاری استفاده می‌شود.

A thin nail with a small head, often used in woodworking or upholstery.

«او از یک میخ ریز برای محکم کردن زهوار استفاده کرد.»

He used a brad to secure the trim.

«میخ‌های ریز پس از کوبیده شدن تقریباً نامرئی بودند.»

The brads were almost invisible once hammered in.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tackسنجاق ته گرد

روزمره. معمولاً کوتاه‌تر و با سری صاف‌تر از برد است و اغلب برای چسباندن پارچه یا کاغذ استفاده می‌شود. برای اتصال ساختاری چوب قابل تعویض نیست.

Everyday. Generally shorter and with a flatter head than a brad, often used for fastening fabric or paper. Not interchangeable for structural wood fastening.

pinسنجاق

روزمره. یک بست بسیار کوچک‌تر و معمولاً بدون سر است که عمدتاً برای نگهداری موقت وسایل یا اهداف تزئینی استفاده می‌شود، نه برای اتصال سازه‌ای.

Everyday. A much smaller, usually headless fastener used primarily for holding items temporarily or for decorative purposes, not for structural joining.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Brads

اسم — براد (نام)

براد (نام)

یک نام کوچک مردانه، که معمولاً شکل کوتاه شده بردلی است.

A male given name, typically a diminutive of Bradley.

«براد امشب برای شام می‌آید.»

Brad is coming over for dinner tonight.

«آیا برادی را می‌شناسی که اینجا کار کند؟»

Do you know a Brad who works here?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000