brained

/ˈbreɪnd/
adjective (صفت)formal

صفت — مغزدار (در ترکیب)

مغزدار (در ترکیب)هوشمند

دارای نوع یا کیفیت خاصی از مغز؛ در ترکیب برای توصیف هوش به کار می‌رود.

Having a specified type or quality of brain; used in combination to describe intelligence or mental capacity.

«او دانشمندی باهوش است.»

He is a big-brained scientist.

«داستان پلیسی باهوش را نشان می‌داد.»

The story featured a sharp-brained detective.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000