در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قیچی آهنی قدیمی که به عنوان وسیله تنبیه برای جلوگیری از صحبت یا گاز گرفتن به کار میرفت.
An old, iron muzzle used as a punishment device to prevent speaking or biting.
«زندانی مجبور به پوشیدن قوائد آهنی شد.»
“The prisoner was forced to wear the brank.”
«قوائد ابزارهای ظالمانهای بودند که در گذشته استفاده میشدند.»
“Branks were cruel tools used in the past.”