در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با جرات یا بیپروا، معمولاً به روشی بیادبانه.
In a bold or reckless manner, often rude.
«او به رئیسا بیپروا صحبت کرد.»
“He spoke brashly to his boss.”
«او بیپروا عمل کرد بدون اینکه پیامدها را در نظر بگیرد.»
“She acted brashly without considering consequences.”