brashly

brash·ly/ˈbræʃli/
brashrudely bold-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): brashposition (جایگاه): middle

قید — بی‌پروا

بی‌پرواگستاخانه

با جرات یا بی‌پروا، معمولاً به روشی بی‌ادبانه.

In a bold or reckless manner, often rude.

«او به رئیسا بی‌پروا صحبت کرد.»

He spoke brashly to his boss.

«او بی‌پروا عمل کرد بدون اینکه پیامدها را در نظر بگیرد.»

She acted brashly without considering consequences.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000