breadline

bread·line/ˈbrɛdˌlaɪn/
breadfood, nourishmentlinequeue or row
noun (اسم)commonplural (جمع): breadlines

اسم — صف نان

صف نانصف دریافت غذا

صف افرادی که منتظر دریافت غذای رایگان هستند، معمولاً در دوران سخت اقتصادی.

A line of people waiting to receive free food, often during hard economic times.

«بسیاری در دوران رکود بزرگ در صف نان ایستاده بودند.»

Many stood in the breadline during the Great Depression.

«صف‌های نان نشان‌دهنده فقر در جامعه‌اند.»

Breadlines show signs of poverty in society.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000