در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قبل از پخت، مخصوصاً سرخ کردن، با خرده نان پوشانده شده.
Covered with bread crumbs before cooking, especially frying.
«مرغ روپوش نانخورده ترد و خوشمزه بود.»
“The breaded chicken was crispy and delicious.”
«او ماهی با روکش نان را بیشتر از کبابی دوست دارد.»
“She prefers breaded fish over grilled.”
متداول. اصطلاح عمومی برای هر پوششی؛ breaded به معنای پوشش با خرده نان است.
Common. General term for any covering; 'breaded' specifies coating with breadcrumbs.