breaded

bread·ed/ˈbrɛdɪd/
adjective (صفت)common

صفت — روپوش نان‌خورده

روپوش نان‌خوردهویژه سرخ کردن

قبل از پخت، مخصوصاً سرخ کردن، با خرده نان پوشانده شده.

Covered with bread crumbs before cooking, especially frying.

«مرغ روپوش نان‌خورده ترد و خوشمزه بود.»

The breaded chicken was crispy and delicious.

«او ماهی با روکش نان را بیشتر از کبابی دوست دارد.»

She prefers breaded fish over grilled.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coatedپوشیده شده

متداول. اصطلاح عمومی برای هر پوششی؛ breaded به معنای پوشش با خرده نان است.

Common. General term for any covering; 'breaded' specifies coating with breadcrumbs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000