breasted

breast·ed/ˈbrɛstɪd/
breastchest-edhaving
adjective (صفت)common

صفت — دارای سینه

دارای سینهبا سینه

دارای نوع یا تعداد مشخصی از سینه‌ها، معمولاً در ترکیب‌های وصفی به کار می‌رود.

Having a specified type or number of breasts, often used in compound adjectives.

«پرندهٔ سیاه‌سینه در این منطقه رایج است.»

The black-breasted bird is common in this region.

«او دربارهٔ روبین قرمزسینه توضیح داد.»

She described a red-breasted robin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000