breathers

breath·ers/ˈbriːðərz/
breathair inhaled in respiration-erone who performs an action-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): breathers

اسم — وقفه‌ها

وقفه‌هانفس‌کشی

وقفه‌های کوتاهی برای استراحت یا بازیابی انرژی.

Short pauses or breaks taken to rest or recover.

«در طول پیاده‌روی چندین بار نفس‌کشی کردیم.»

We took several breathers during the hike.

«یک توقف کوتاه می‌تواند تمرکز را بهبود دهد.»

A short breather can improve focus.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pauseوقفه

رایج. معمولاً قابل جایگزینی است؛ breather روی استراحت تأکید دارد.

Common. Generally interchangeable; a breather emphasizes rest or recovery.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000