bricklay
فعل — آجرچینی کردن
با استفاده از آجر و ملات، ساختوساز کردن یا دیوار چیدن.
To build or construct with bricks, typically using mortar.
«کارگران در حال آجرچینی دیوار جدید هستند.»
“The workers are bricklaying the new wall.”
«او آجرچینی را از پدرش یاد گرفت.»
“He learned to bricklay from his father.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. به طور گسترده به کار با سنگ یا آجر اشاره دارد. میتواند به جای 'bricklay' استفاده شود وقتی که منظور مشخصاً آجر باشد، اما 'mason' میتواند به کار با مصالح دیگر مانند سنگ نیز اشاره کند. مثال: 'او دیوارها را بنایی میکند' درست است، 'او مجسمهای را بنایی میکند' نیز درست است.
Formal/technical. Broadly refers to working with stone or brick. Can be used interchangeably with 'bricklay' when the context is specifically brick, but 'mason' can also refer to working with other materials like stone. Example: 'He masons walls' works, 'She masons a sculpture' also works.
رایج. یک اصطلاح کلی برای ساختن هر چیزی. میتواند به معنای وسیع به جای 'bricklay' استفاده شود، اما فاقد جزئیات مربوط به آجرکاری است. مثال: 'آنها خانهای جدید ساختند' درست است، 'آنها دیواری آجری ساختند' درست است، اما 'آنها خانهای را آجرچینی کردند' در مورد روش دقیقتر است.
Common. A general term for building anything. Can be used instead of 'bricklay' in a very broad sense, but lacks the specificity of brickwork. Example: 'They constructed a new house' works, 'They constructed a brick wall' works, but 'They bricklaid a house' is more specific about the method.