brimstone

brim·stone/ˈbrɪmstən/
brimedge, borderstonemineral rock
noun (اسم)archaic

اسم — گوگرد

گوگردسنگ گوگرد

گوگرد به شکل طبیعی‌اش، که تاریخی با آتش و جهنم مرتبط است.

Sulfur in its natural form, historically associated with fire and hell.

«آتش و سنگ گوگرد غالباً در متون قدیمی به هم مرتبط‌اند.»

Fire and brimstone are often linked in old texts.

«بوی گوگرد قوی و مشخص است.»

The smell of brimstone is strong and distinctive.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000