brimmer

brim·mer/ˈbrɪm.ər/
brimedge or rim of a container-erone that has or does
noun (اسم)literaryplural (جمع): brimmers

اسم — لبریز

لبریزآکنده

چیز پر از حد لبه؛ معمولاً به‌صورت «پر تا لبریز» یعنی کاملاً پر استفاده می‌شود.

Something filled to the brim; often used as 'filled to the brimmer' meaning completely full.

«لیوانش لبریز آب بود.»

Her glass was a brimmer of water.

«سبد پر از سیب بود.»

The basket was a brimmer of apples.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fullپر

مترادف عمومی که به پر بودن بدون فضای خالی اشاره دارد؛ brimmer تصویری واضح‌تر دارد.

General synonym indicating no space left; 'brimmer' suggests slightly more vivid fullness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000