bristled

brist·led/ˈbrɪstld/
bristleshort stiff hair-edhaving or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): bristliersuperlative (عالی): bristliest

صفت — مو پرزدار

مو پرزدارشکننده

دارای موهای کوتاه و سفت؛ نشان‌دهنده خشم یا حالت دفاعی

Covered with or having stiff hairs or projections; showing anger or defensiveness

«موهای پرزدارش از ترس سیخ شد.»

His bristled hair stood on end in fear.

«موهای پرزدار گربه نشان می‌داد که عصبانی است.»

The cat’s bristled fur showed it was angry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hairyمو دار

اصطلاح کلی برای مو دار بودن، کمتر درباره سختی یا حالت خشم است.

General term for covered with hair, less specific about stiffness or anger context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000