brocade

bro·cade/brəˈkeɪd/
1noun (اسم)common

اسم — زربفت

زربفتپارچه زربفت

پارچه‌ای گرانبها، معمولاً ابریشمی، بافته شده با طرح برجسته، اغلب با نخ طلا یا نقره.

A rich fabric, typically silk, woven with a raised pattern, often with gold or silver thread.

«او لباسی از زربفت نفیس پوشیده بود.»

She wore a dress made of exquisite brocade.

«تاپستری باستانی از زربفت بافته شده بود.»

The ancient tapestry was woven from brocade.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): brocadedpast participle (مفعولی): brocaded-ing (حال): brocading3rd (سوم): brocades

فعل — زربفت کردن

زربفت کردنطرح برجسته بافتن

بافتن یا تزئین کردن (پارچه) با طرحی برجسته.

To weave or decorate (a fabric) with a raised pattern.

«صنعتگر ابریشم را با طرح‌های پیچیده زربفت کرد.»

The artisan brocaded the silk with intricate designs.

«پارچه با نقوش گل‌دار زربفت شده بود.»

The fabric was brocaded with floral motifs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000