در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای پهلو یا سطح وسیع.
Having a broad side or surface.
«کشتی پهنپهلو در کانال باریک بهسختی حرکت میکرد.»
“The broadsided ship was difficult to maneuver in the narrow canal.”
«او یک ساختمان پهنپهلو را برای حداکثر دریافت نور طراحی کرد.»
“He designed a broadsided building for maximum light exposure.”
به شدت از پهلو ضربه زدن، به ویژه به یک وسیله نقلیه یا کشتی.
Hit violently in the side, especially a vehicle or ship.
«ماشین از پهلو توسط یک کامیون در چهارراه کوبیده شد.»
“The car was broadsided by a truck at the intersection.”
«قایق او از پهلو توسط موج بزرگی مورد اصابت قرار گرفت.»
“His boat was broadsided by a large wave.”
رسمی/فنی. کلیتر از broadside، به معنای هرگونه ضربه شدید بین دو شیء است. «دو ماشین در چهارراه برخورد کردند» صحیح است، اما «ماشین به پهلوی کامیون کوبید» زاویه برخورد را مشخص میکند.
Formal/technical. More general than broadside, meaning any violent impact between two objects. 'Two cars collided at the intersection' works, but 'The car broadsided the truck' specifies the angle of impact.
رسمی/فنی. برای هر نیروی قوی یا برخورد استفاده میشود و اغلب به یک اثر مهم اشاره دارد. «سیارک به سیاره برخورد کرد.» اگرچه broadside یک ضربه است، اما 'impacted' به پهلو بودن اشاره نمیکند.
Formal/technical. Can be used for any strong force or collision, often implying a significant effect. 'The asteroid impacted the planet.' While a broadside is an impact, 'impacted' doesn't specify the side.
به شیوهای که از یک پهلو یا از تمام عرض روبرو باشد.
In a manner characteristic of a broadside; with a full side facing.
«کشتی از پهلو به اسکله نزدیک شد.»
“The ship approached broadsided to the dock.”
«او ماشین را پهلو به پهلو پارک کرد و دو جا را مسدود کرد.»
“He parked the car broadsided, blocking two spaces.”