broiled

/brɔɪld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): broiledpast participle (مفعولی): broiled-ing (حال): broiling3rd (سوم): broils

فعل — کباب کردن

کباب کردنگریل کردن

پخته‌شده با حرارت زیاد از بالا، معمولاً در فر

cooked by intense heat from above, usually in an oven

«استیک به‌خوبی کباب شد.»

The steak was broiled to perfection.

«او ماهی را برای شام گریل کرد.»

She broiled the fish for dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grilledگریل شده

رایج. روش پخت مشابه با گرمای مستقیم.

Common. Similar cooking method involving direct heat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000