broodiness

brood·i·ness/ˈbruː.di.nəs/
broodto sit on eggs to hatch-ytendency to have a quality-nessstate or condition
noun (اسم)common

اسم — تمایل به جوجه‌کشی

تمایل به جوجه‌کشیحالت عبوس بودن

حالت یا صفت پرنده‌ای که تمایل به نشستن روی تخم‌ها برای جوجه‌کشی دارد؛ همچنین گاهی به معنی خلق‌وخوی افسرده یا دلخور.

The state or quality of a bird wanting or ready to sit on eggs to hatch them; also a tendency to be moody or sulky.

«تمایل جوجه‌کشی مرغ ماده باعث تأخیر در تولید تخم شد.»

The hen's broodiness delayed egg production.

«خلق‌وخوی عبوسش باعث شد ساعت‌ها تنها بماند.»

Her broodiness made her stay alone for hours.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000