در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نداشتن برادر؛ بدون برادر بودن.
Having no brothers; without a brother.
«او تنها کودکی بود که برادر نداشت در خانواده.»
“He was the only brotherless child in the family.”
«برادر نداشتن گاهی او را تنها احساس میکرد.»
“Being brotherless made him feel lonely sometimes.”