brotherhood

broth·er·hood/ˈbrʌðərˌhʊd/
brothermale sibling-hoodstate, condition, or quality
1noun (اسم)common

اسم — برادری (1)

برادریرفاقتدوستی نزدیک

رابطه نزدیک و دوستانه بین افراد، مانند رابطه برادرانه.

A close, friendly relationship or bond between people, like that of brothers.

«سربازان با پیوند برادری قوی بودند.»

The soldiers shared a strong brotherhood.

«پیوند برادری آن‌ها در همه سختی‌ها پایدار ماند.»

Their brotherhood lasted through all challenges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fellowshipرفاقت

رسمی/معمولی. وقتی بر ارتباط دوستانه یا اجتماعی تأکید باشد جایگزین شود مناسب است، مثلا «رفاقت هنرمندان»، اما برای معنای برادری حقیقی کمتر استفاده می‌شود.

Common/formal. Can replace 'brotherhood' when emphasizing friendly association or community, e.g., 'a fellowship of artists' but less for literal brother relations.

fraternityانجمن برادری

رسمی. معمولاً برای باشگاه‌ها یا سازمان‌های مردانه به کار می‌رود؛ معنایش نزدیک است اما رسمی‌تر و سازمان‌یافته‌تر از brotherhood است.

Formal. Typically used for clubs or organizations of men; similar in meaning but more institutionalized than 'brotherhood'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): brotherhoods

اسم — برادری (2)

برادریانجمن برادریانجمن مردانه

یک سازمان، انجمن یا گروه که علایق، ارزش‌ها یا اهداف مشترک دارد، به‌ویژه در میان مردان.

An organization, society, or group sharing common interests, values, or goals, especially among men.

«او به انجمن برادرانه صنعتگران پیوست.»

He joined a brotherhood of craftsmen.

«این انجمن برادری و حمایت را ترویج می‌کند.»

The fraternity promotes brotherhood and support.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fraternityانجمن برادری

رسمی. اغلب به باشگاه‌های اجتماعی یا سازمان‌های مردانه اشاره دارد؛ تقریباً مترادف در این معنا است.

Formal. Often refers to men’s social clubs or professional organizations; nearly synonymous in this sense.

guildانجمن صنفی

رسمی/فنی. معمولاً به انجمن‌های حرفه‌ای گفته می‌شود و تمرکز بیشتری بر پیشه‌ها دارد.

Formal/technical. Usually refers to professional associations, can overlap but more focused on crafts or trades.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000