brushes

brush·es/ˈbrʌʃɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): brushes

اسم — فرچه‌ها

فرچه‌هاموپران‌ها

ابزاری با موی بلند برای تمیز کردن، نقاشی یا مرتب کردن مو.

Tools with bristles used for cleaning, painting, or grooming.

«من به فرچه‌های جدید برای نقاشی نیاز دارم.»

I need new brushes for painting.

«سگ دوست دارد موهایش شانه شود.»

The dog likes to be brushed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broomجارو

رایج. معمولاً فرچه بزرگ‌تر برای جارو کردن است و قابل تعویض با همه brush نیست.

Common. Usually a larger brush for sweeping floors, not interchangeable with all brushes.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): brushedpast participle (مفعولی): brushed-ing (حال): brushing3rd (سوم): brushes

فعل — شانه کردن

شانه کردنتمیز کردن

تمیز یا مرتب کردن چیزی با حرکت دادن فرچه روی آن.

To clean or arrange something by moving a brush over it.

«او هر صبح موهایش را شانه می‌کند.»

She brushes her hair every morning.

«او خاک را از لباس‌هایش پاک کرد.»

He brushed the dirt off his clothes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
combشانه کردن

رایج. معمولاً به شانه کردن مو با شانه اشاره دارد؛ معنی مشابه اما ابزار متفاوت.

Common. Usually refers to running a comb through hair; similar meaning but different tool.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000