budding

bud·ding/ˈbʌdɪŋ/
adjective (صفت)common

صفت — نوپا

نوپادر حال رشد

در حال شروع به رشد یا نشان دادن استعداد، معمولاً درباره افراد یا توانایی‌ها.

Beginning to develop or show promise, often used about people or talents.

«او یک هنرمند نوپا با استعداد فراوان است.»

She is a budding artist with great potential.

«شرکت از کارآفرینان در حال رشد حمایت می‌کند.»

The company supports budding entrepreneurs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emergingنوظهور

رایج. معنای مشابه برای چیزی که شروع به ظاهر شدن یا رشد کرده است.

Common. Similar meaning for something starting to appear or develop.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000