buddies

bud·dies/ˈbʌdiz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): buddies

اسم — رفقا

رفقادوستان صمیمیهمراهان

جمع کلمه «buddy»: یک دوست صمیمی، به خصوص دوست پسر.

Plural of 'buddy': a close friend, especially a male friend.

«من و رفیق‌هایم آخر هفته به ماهیگیری می‌رویم.»

My buddies and I are going fishing this weekend.

«آنها از دوران دبستان با هم رفیق بوده‌اند.»

They've been buddies since elementary school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
friendsدوستان

رایج. یک اصطلاح کلی برای افرادی که با آنها پیوند محبت متقابل وجود دارد. «Buddies» دوستی نزدیک‌تر، اغلب غیررسمی‌تر و معمولاً مردانه را نسبت به «friends» نشان می‌دهد.

Common. A general term for people with whom one has a bond of mutual affection. 'Buddies' implies a closer, often more casual, male friendship than 'friends'. You can call your buddies 'friends' but not all friends are 'buddies'.

palsرفیق‌ها

غیررسمی. بسیار شبیه به «buddies» و اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. این کلمه نیز نشان دهنده یک دوستی نزدیک، اغلب مردانه و در یک بافت غیررسمی است.

Informal. Very similar to 'buddies', often used interchangeably. It also suggests a close, often male, friendship in a casual context.

matesرفقا

غیررسمی، به خصوص در انگلیسی بریتانیایی. یک اصطلاح غیررسمی بسیار رایج برای دوستان که اغلب نشان‌دهنده رفاقت است. در انگلیسی آمریکایی می‌تواند به شریک عاطفی نیز اشاره داشته باشد.

Informal, especially British English. A very common informal term for friends, often implying camaraderie. In American English, it can also refer to a romantic partner.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): buddiedpast participle (مفعولی): buddied-ing (حال): buddying3rd (سوم): buddies

فعل — رفیق می‌شود

رفیق می‌شوددوست می‌شود

سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'buddy': با کسی رفیق شدن؛ دوست شدن.

Third person singular present tense of 'buddy': to associate as buddies; to become friends.

«او به سرعت با دانش‌آموزان جدید رفیق می‌شود.»

He buddies up with new students quickly.

«او اغلب برای پروژه‌ها با هم‌کلاسی‌هایش رفیق می‌شود.»

She often buddies with her classmates for projects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
associatesارتباط برقرار می‌کند

رسمی. برای ارتباط یا کار با کسی، که نشان‌دهنده یک ارتباط حرفه‌ای یا اجتماعی است تا دوستی عمیق. شدت آن کمتر از «buddies» است.

Formal. To connect or work with someone, implying a professional or social connection rather than deep friendship. Less intense than 'buddies'.

befriendsبا کسی دوست می‌شود

رسمی/ادبی. با کسی دوست شدن، که اغلب نشان‌دهنده عمل اولیه تشکیل دوستی است. می‌تواند برای هر جنسیتی استفاده شود.

Formal/Literary. To make a friend of someone, often implying an initial act of forming a friendship. Can be used for any gender.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000